یک به درد نخور وبلاگ نویس
خوابند وکیلان و خرابند وزیران
بردند به سرقت همه سیم و زر ایران **
ما را نگذارند به یک خانه ویران
یارب بستان داد فقیران ز امیران **
چه کج رفتاری ای چرخ، چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ، نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ
از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن
مشتیگرت از خاک وطن هست، به سر کن
غیرت کن و اندیشه ایام بتر کن
اندر جلو تیر عدو سینه سپر کن
چه کج رفتاری ای چرخ، چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ، نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ
از دست عدو ناله من از سر درد است
اندیشه هر آن کس کند از مرگ، نه مرد است **
جانبازی عشاق نه چون بازی نرد است
مردی اگرت هست کنون ، وقت نبرد است **
چه کج رفتاری ای چرخ، چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ، نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ

یه دوستی داریم هفته پیش تولدش بود.یکی از آشناهاش واسش کادوی تولد منشور حقوق بشر کوروش خریده بود.
کلا از کادو خریدن یه سریا عجیب راضیم.یکی نیست بگه گلابی طرف منشور حقوق بشر رو کجای دلش بذاره
خدا کنه واسه تولد من به شخصه یه با مرام پیدا شه هارد اکسترنالی ، شمشیر سامورائی ، .... بخره
خلاصه اگه خواستین خیلی خاص بشه کادوتون اینا خوبه نرید نیزه داریوش و گرز رستم و از این داستانا بگیرین
+ نوشته شده توسط آرش در تاريخ ۱۳٩۱/٢/۱٠ ساعت ۱:٠٦ ق.ظ نظرات ()تنهائی به شخصه واسه خود من یعنی محسن نامجو گوش بدم یعنی کرانچی رو زیر دندون خرچ خرچ کنم یعنی تو فیس بوک فقط منتظر نوتیفیکیشن باشم
یعنی برم تو لاک خودم.یعنی بی صبرانه منتظر باشم تا صدای آهنگ you can't see me در بیاد شاید یکی غیر ایرانسل یادی از ما کرده باشه یه اس ام اسی داده باشه
خلاصه اینکه تنهائی یعنی انتخاب اول هیچکس نبودن
امضاء تنها ترین سامورائی
+ نوشته شده توسط آرش در تاريخ ۱۳٩۱/٢/۸ ساعت ۱:٠٧ ب.ظ نظرات ()امروز روز خیلی خوبی بود
در جمع بچه های فنز پرشین بلاگ....
خیلی عالی بود،کلی لذت بردم...
به قول بچه گیا دلتون بسوزه دیگه خلاصه:دی
هنوز که وبلاگ ندادن عضو رسمی بشم اما هر وقت شدم در اون موردم دلتون بسوزه...
+ نوشته شده توسط آرش در تاريخ ۱۳٩۱/۱/۱۸ ساعت ٢:٠٧ ق.ظ نظرات ()تحویل سال نو، بیتو، بدونِ تو:
تکرارِ سالای تاریکِ پ...شتِ سر
سالایی که تو شون از تو اثر نبود،
نه یه نشونی و نه خط و نه خبر
یه ماهی قرمزه مُرده رو آبِ تنگ،
که خواب آخرش یخ بسته تو چشاش
یه سبزهی کچل تو کاسهی سفال،
که گندمی شدن رؤیا شده براش...
یه دسته سنبله پژمردهی بنفش
با چند تا سکهی ده شاهیِِ سیاه
یه ساعت خراب که کل زندگیش،
وقتو نشون داده اما به اشتباه...
این سفرهی منه وقتی تو غایبی،
وقتی که سال نو یه شوخیه برام
وقتی که پشت هر زنگ تلفنی
دنبال ردتم... تنها تو رو میخوام...
این سفرهی منه، تو قحطی چشات،
وقتی که دور دور از خلوت منی
وقتی که لااقل واسه گذشتهها
یادم نمیکنی، زنگی نمیزنی...
دور از تو سال من، روزاش پر از غمه،
روزایی که توشون از تو نشونه نیست
دور از تو سال نو، از کهنه بدتره،
این سفره خالیه، این خونه خونه نیست
من پای سفرهام، این سفرهی سیاه،
تو هم کنارِ یه سفره پر از بهار
عیدت مبارک و سالت پر از خوشی
یک بارم عیدو به تقویمِ من بیار
خدمت دوستان گلم بازم سلام می گم
به دلیل یه سری مسائل که قرار شده نگم و ربط پیدا می کنه به یه سری جای خطرناک و آدم خود فروخته به ناچار چند وقتی نبودم.
با مجوز یه سری از برادران ما برگشتیم پر قدرت
منتظر پست های سامورائی تنها در سال جدید باشید
امضا ... سامورائی
+ نوشته شده توسط آرش در تاريخ ۱۳٩٠/۱٢/٢٦ ساعت ۱۱:۳۸ ق.ظ نظرات ()تو را به جای همه زنانی که نشناختهام دوست میدارم
تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیستهام دوست میدارم
برای خاطر عطر گسترده بیکران و برای خاطر عطر نان گرم
برای خاطر برفی که آب می شود،برای خاطر نخستین گل
برای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمیرماندشان
تو را برای خاطر دوست داشتن دوست میدارم
تو را به جای همه زنانی که دوست نمی دارم دوست می دارم.
جز تو ، که مرا منعکس تواند کرد؟من خود،خویشتن را بس اندک میبینم.
بی تو جز گستره بی کرانه نمی بینم
میان گذشته و امروز.
از جدار آینهَ خویش گذشتن نتوانستم
میبایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم
راست از آنگونه که لغت به لغت از یادش میبرند.
تو را دوست می دارم برای خاطر فرزانگیت که از آن من نیست
تو را برای خاطر سلامت
به رغم همه آن چیزها که به جز وهمی نیست دوست میدارم
برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمیدارم
تو می پنداری که شکی ،حال آنکه به جز دلیلی نیستی
تو همان آفتاب بزرگی که در سر من بالا میرود
بدان هنگام که از خویشتن در اطمینانم.
امروز وقتی نگاه می کردم به دیگ غذای هیئت گفتم واقعا راست می گن هر چیزی تو این دنیا لیاقت می خواد.
دقت کنین دیگ غذا و تیزی چاقو و قمه همه فلزن.یکی شکم عزادارای امام حسین و مستحق هارو سیر می کنه یکی جون یه بیگناه رو می گیره.فرقش از عرش تا فرش می مونه
داستان ما آدما هم مثل این فلزه با یکمی یه کوچولو فرق
اون اختیاری نداره اما ما آدما اختیار داریم.کاش با اختیار بریم به سمتی که باعث سعادت بشه و بتونیم سرمون رو بالا بگیریم
پ.ن:خدایا ما هیچی نیستیم.تو همه کس و همه چیز ما باش...
+ نوشته شده توسط آرش در تاريخ ۱۳٩٠/٩/۱٦ ساعت ۱٢:۳٩ ق.ظ نظرات ()